دانلود تمام قسمتهای سریال رالی ایرانی 2

دانلود تمام قسمتهای سریال سالهای دور از خانه

دانلود تمام قسمتهای سریال هیولا

مسیر رسیدن به آرامش را با خواندن این مطلب پیدا کنید!

همه ما دوست داریم مسیر رسیدن به آرامش را پیدا منیم ولی مردم همیشه تحت بایدها و نبایدهای زندگی هستند. از بدو تولد یاد گرفته ایم که کارهایمان را برای دیگران انجام بدهیم و این مساله عمدتا باعث برهم خوردن آرامش آنها می شود. همه ی ما در زندگی خود جملات زیر را بارها و بارها شنیده ایم:

«شکلات نخور»، «اگر تکالیفت را انجام بدهی، می توانی تلویزیون نگاه کنی»، «حتما کارهایتان را باید تمام کنید تا بتوانید به مرخصی بروید» و… .

همیشه برای انجام دادن برخی از کارها بایستی از سد کارهای دیگر بگذرید. به منظور این که در نزد دیگران پذیرفته بشویم، کم کم یاد می گیریم که چه کارهایی را انجام بدهیم که برای دیگران خوشایند باشد. ما خودمان را طبق نظر دیگران و یا این که چه احساسی نسبت به ما خواهند داشت، منطبق می کنیم. این تعجب برانگیز نیست که چرا صحبت کردن راجع به دیگران آسان تر از این است که راجع به خودمان حرفی بزنیم. گاهی اوقات ما واقعا فراموش می کنیم که چه کسی هستیم و از این دنیا چه می خواهیم و برای رسیدن به آرامش باید این را تغییر دهیم.

– ما خودمان را گم کرده ایم:

 رسیدن به آرامش

برای رسیدن به آرامش ما می بایستی برای این که واکنش ها و احساساتمان را بفهمیم و آن ها را تغییر دهیم، به ندای درونمان گوش کنیم. ما باید این کار را فقط به خاطر خودمان و نه به خاطر دیگران انجام دهیم. به منظور این که عشقمان را بدون قید و شرط به دیگران بدهیم، ابتدا باید آن را به خودمان تقدیم کنیم. شما معمولا می دانید که بقیه راجع به شما چه فکری می کنند و یا چه نگرشی نسبت به شما دارند، در این حالت شما تمام سعی خود را می کنید تا دقیقا به همان شکلی که آن ها برای شما تجویز می کنند، رفتار کنید. ولی توجه داشته باشید که با این کار، خودتان را از قالب اصلی خارج می کنید و در واقع آن چیزی را که هستید، نمایان نمی کنید. در این وضعیت به راحتی ظاهر سازی بر احساسات درونی شما غلبه می کند.

 – اگر اندیشه پیروز شود:

 رسیدن به آرامش

زمانی که زندگیتان طبق رؤیاهایتان پیش نرفته باشد و یا به نیاز اندیشه و روحتان توجهی نکرده باشید، شما در درد خود غرق خواهید شد و تأسف خواهید خورد و این باعث عدم رسیدن به آرامش می شود. زمانی فرا می رسد که می بینید هر چیزی را که برای زندگی لازم دارید، از دست داده اید. شما هم مثل هر کس دیگری، می خواهید زندگیتان مثل بقیه باشد. دنیا برایتان تنفرآمیز و سرزنش آمیز خواهد بود و احساس می کنید دنیا به شما پشت کرده است. بهترین راه حل برای فرار از این موقیعت این است که به دردهایتان بخندید. خوشبختانه اندیشه ی شما هنوز سرزنده است. او شما را مدام به تفکر وادار می کند و به سمت عشقی واقعی سوق می دهد. اگر اندیشه های مثبت را به درون خود راه دهید و اجازه دهید تا بر شما حاکم شوند، شما با او کاملا احساس سرزنده بودن می کنید و این اندیشه ی مثبت به شما هر چیزی را که به دنبالش بودید، هدیه می دهد.

دیگران همیشه و در هر حالتی برای این که در غیاب شما صحبت کنند و از اعمال و رفتار شما ایراد بگیرند، آماده اند.  پس وقتی فقط نظر دیگران برای شما مهم باشد، شما انگار در داخل یک دایره بدون هیچ امید و راه خروجی در حال زندگی هستید، آن دایره روز به روز تنگ تر و تنگ تر می شود و شما را از سرخوشی و انرژی داشتن محروم می کند. این جاست که شما احساس تنهایی می کنید و در نهایت از زندگی خسته می شوید.

– یک فرصت برای یافتن عشق:

 رسیدن به آرامش

احتمالا برای شما این سؤال پیش می آید که در این حالت چه کاری باید انجام دهید که واقعا درست و آرامش بخش باشد؟ آیا راهی نیست و باید امید به زندگی را از دست بدهید و یا می توانید فرصتی برای ایجاد دوباره ی آن بیابید؟

اگر در حال حاضر چیزی در زندگی شما وجود دارد که شما را نارحت می کند، احساس دردمندی می کنید، برای شاد بودن و لبخند زدن انرژی ندارید، فکر می کنید که روزهای زندگیتان تکراری شده است، همیشه خسته و افسرده هستید و یا هدف و برنامه ی خاصی برای آینده ی خود ندارید؛ در واقع به این معناست که راه زندگی خود را اشتباه طی می کنید. در این راهی که شما هم اکنون در آن قرار دارید، همه ی نیازهای خود را گم کرده اید.

همه ی ما می دانیم که برای پیشگیری از ضرر، همیشه می توان تلاش کرد، پس بهترین راه این است که راه غلط خود را تصحیح کرده و برای رسیدن به آرامش واقعا کسی باشید که هستید. شما ممکن است بپرسید، «ایمان و عقیده چیست؟» و یا «عشق چیست؟»، حتی ممکن است در طی روزهای زندگی از خودتان عصبی شوید و عملکرد خود را در زندگی غیر قابل قبول بدانید. همه ی این مشکلات به راحتی قابل حل می باشند. همه چیز ساده است. فقط کافی است بپذیرید که چه کی هستید و در هر لحظه ی زندگیتان دوست دارید چه اتفاقاتی رخ دهد. باید با اتفاقات گذشته کنار بیایید و آن ها را به همان گذشته واگذار کنید. این راه حل به شما نیرو، آزادی و راهی برای تغییر شرایط فعلی تان می دهد. با پیش بردن شیوه ی جدید، شما متوجه می شوید که زندگی بر روی همان خطی که در رؤیاهایتان تصورش را می کردید، سیر می کند. شروع به باور کردن خوشبختی جدید خود کنید. در تاریکی ها گم نشوید و روشنایی ها را جست و جو کنید. خوشبختی بسیار به شما نزدیک است. او در خود شما قرار دارد، در باور و ذهنتان.

 – برای رسیدن به آرامش به ندای روحتان گوش بدهید.

همیشه بین روح و تفکر کشمکش بوده است. اندیشه و تفکر شما را درحالت شک و نگرانی نگه می دارد و شما را به راه گیج شدن و درد کشیدن هدایت می کند. اما روح به طور کامل و به آرامی شما را به عشق ورزیدن و مهربانی سوق می دهد. روح و احساسات درونی شما را از عصبانیت، گیجی و درد کشیدن بیرون می آورد و به سمت یک سرخوشی الهی هدایت می کند. ارزش دارد که هر لحظه از زندگی خود را با توجه به احساسات و روحتان بگذرانید و اجازه ندهید تا اندیشه ی صرف و عقل مدام باعث قضاوت، مقایسه و سوال در زندگی شما شود. اندیشه و عقل بسیار خوب است، اما باید توجه داشته باشیم که زندگی بسیار ساده تر از آن است که بخواهیم همه ی معادلاتش را عاقلانه حل کنیم. گاه باید با احساساتمان زندگی کنیم. این راهی برای داشتن یک زندگی متوازن و پر از کامیابی است. باید از عقل و احساساتمان به طور متوازن استفاده کنیم. تنها راه بیرون رفتن از بدبختی و غم و اندوه، همین است. این روش قسمت های تاریک زندگی تان را روشن می کند. خودتان را آن گونه که هستید بپذیرید و زندگی خود را در مسیر درستی و صداقت قرار دهید.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.