۲۰ نشانه ی یک کارفرمای خوب چیست؟

 

پس از ۴۰ سال سابقه ی کاری، لیستی از همه ی کارفرمایانی که با آن ها کار کرده بودم را تهیه کردم. بعضی ها کارفرمای خوب و برخی دیگر بسیار خشن  بودند. امروزه گروه دوم در اکثریت هستند. یک بررسی نشان می داد که ۷۷%  از استرس های کارکنان (One survey has found)، مربوط به رفتار کارفرمای آن ها می باشد. در واقع وقتی کارفرمای یک مجموعه بد اخلاق باشد، کارمندان آن مرکز، دارای استرس زیادی بوده و در نتیجه کارهای خود را به خوبی انجام نمی دهند و بازدهی کم تری خواهند داشت.

افراد موفق

۲۰ نشانه ی یک کارفرمای خوب

در این مقاله به ۲۰ نشانه ی یک کارفرمای خوب خواهیم پرداخت. در واقع یک مدیر و کارفرمای خوب باید به موارد زیر، توجه کرده و به آن ها عمل نماید.

 ۱- کارفرمای خوب به کارمندانش قوت قلب می دهد.

 کارفرمای خوب به کارمندانش قوت قلب می دهد.

این کار بدون شک شما را تشویق کرده و به شما انگیزه می دهد تا کارهایتان را به بهترین شکل انجام دهید. کارمند و کارفرما، دو مهره ی مهم در سازمان هستند و تأثیری مستقیم بر یکدیگر دارند. نتایج حاصل از شیوه های مدیریتی و رفتار مدیران، می تواند موجب انگیزش و یا بی انگیزه شدن کارمندان شود.

 ۲- کارفرمای خوب به کارمندانش اختیار می دهد.

« وارن بوفت» معتقد است که: «افراد را به خوبی به کار گیرید و کمتر مدیریت کنید.»

اگر یک کارفرما از سخن فوق چشم پوشی کند، بدون شک باید کار زیادی برای رسیدن به موفقیت انجام دهد. کارفرمایی که به کارمند خود به طور کامل اعتماد نداشته باشد، همیشه باید نگران وظایف و مسئولیت های او باشد. او همیشه می خواهد همه ی کارها را به تنهایی مدیریت کند. وقتی یک کارفرما و یا مدیر زمان و انرژی خود را صرف چک کردن کارهای روزانه و کوچک کارمندان خود کند، دیگر وقتی برای رسیدن به کارهای بزرگ نخواهد داشت. یک مدیر خوب باید به کارمندانش قدرت اختیار داده و آن ها را از راه دور مدیریت کند. با این شیوه، کارمند نیز احساس استقلال بیشتری داشته و انگیزه پیدا می کند تا بهتر از همیشه به وظایف خود عمل کند.

 ۳- کارفرمای خوب از مهارت های کارکنانش قدردانی می کند.

یک کارفرمای بزرگ، خیلی زود با استعداد ها و مهارت های افراد آشنا می شود. این آگاهی بسیار مهم و حساس بوده و زمانی که باید تفویض اختیار انجام گیرد، کمک بزرگی به مدیر می کند. زیرا او بر اساس ویژگی ها و استعدادهای کارمندانش، به آنها اختیارات را واگذار می نماید. در این حالت کارمندان به راحتی می توانند به وظایف خود جامه ی عمل بپوشانند و سازمان نیز با تنش و مشکلات کمتری به سوی هدف خود پیش می رود.

 ۴- یک کارفرمای خوب، مسئولیت اشتباهاتش را می پذیرد.

یک کارفرمای بد، معمولاً هر کاری می کند تا اشتباهات به وجود آمده را به گردن یک عضو و یا حتی رهبر تیم کاری بیاندازد. حتی زمانی که اشتباهات به شخص مدیر مربوط می شود، او باز هم برای اشتباه به وجود آمده، به دنبال مقصر می گردد. امروزه کارفرمای خوب اشتباهات را می پذیرد و ضمن تحلیل شکست، به درس هایی که باید از آن شکست گرفت می اندیشد و آن ها را به کارکنانش نیز آموزش می دهد. این شیوه، راهکار اثر بخشی است و باعث می شود تا کارکنان بیش از پیش به مدیریت خود اطمینان پیدا کرده و نگران توبیخ شدن های بی دلیل نباشند.

 ۵- یک کارفرمای خوب، با کارمندانش مهربان است.

 کارفرمای خوب

همه ی شما احتمالاً تجربه ی همکاری با یک کارفرمای بد اخلاق و سخت گیر را داشته اید. اگر کارفرمای شما مهربان بوده و با شما صمیمی باشد، شما می توانید در هنگام مواجه با مشکلات به راحتی با وی تبادل نظر کرده و از تجربیات او نیز استفاده کنید. با این شیوه، اشتباهات شما نیز کاهش یافته و موفق تر عمل خواهید کرد.

۶- کافرمای خوب باید با کارمندانش ارتباط خوبی برقرار کند.

اگر شما دقیقاً بدانید که چه کاری را و تا چه زمانی باید انجام دهید، برای آن برنامه ریزی کرده و از اتلاف وقت و استرس رهایی خواهید یافت. وقتی کارفرمای شما همه ی موارد را برای شما توضیح داده باشد، شما در موعد مقرر، کار را به بهترین شکل انجام داده و سازمان نیز با کمترین تنش به اهداف خود می رسد. مشکلات، زمانی بروز می کنند که یک کارفرمای بد، نتواند با کارمندانش ارتباط برقرار کرده و انتظارات خود را کاملاً برای آن ها توضیح دهد.

 ۷- کارفرمای خوب برای جلساتش برنامه ریزی می کند.

وقتی می خواهید جلسه ای را برگزار کنید، حتماً هدف خود از برقراری آن را تعیین کرده و برای لحظات آن برنامه ریزی کنید. وقتی جلسات بی پایان و اغلب بی فایده باشند (useless meetings)، به مرور دیگران را حساس می کنند. کارمندان باید احساس کنند که جلسات کارگشا بوده و روی کار آن ها اثرات مثبتی می گذارد. این جلسات باید به جای این که مانع بهره وری شوند، به پیشرفت کارکنان و بهبود وضع کاری آن ها کمک کند. کارفرمایان خوب این موضوع را می دانند و به آن عمل می کنند.

۸- کارفرمای خوب روی پیروزی های کوچک تمرکز می کند.

اگر کارفرما به پیروزی های کوچک و یا قدم های اولیه بسوی اهداف بزرگ، توجه کافی کند و آن ها را مهم تلقی نماید، این امر کارکنان را تشویق کرده و به آن ها انگیزه ی بیشتری برای انجام کارها می دهد. یک کارفرمای خوب باید بتواند به شیوه های مختلفی از کارکنانش قدردانی کند. برای این قدردانی لازم نیست که هزینه های زیادی صرف شود، حتی با یک ایمیل ساده و یا یک تماس تلفنی می توان به این هدف دست یافت. این کار انگیزه ی کارکنان را چندین برابر می کند.

 ۹- یک کارفرمای خوب باید شنونده ی خوبی باشد.

بسیاری از کارفرمایان مرتکب اشتباه شده و با کارکنان خود صحبت و همدردی نمی کنند. آن ها نمی دانند که چگونه از مشارکت کارکنان خود در کارها استفاده کنند. وقتی به کارمندی توجه نشود، او انگیزه و تحرک کافی برای انجام امور را از دست می دهد. یک کارفرمای بزرگ، زمانی که می داند حق با اوست، از خود دفاع می کند و به همان اندازه نیز وقتی یک کارمند حق داشته باشد، از حق او دفاع کرده و به او توجه می کند. وی همچنین به خاطر اشتباهات خود، توانایی عذرخواهی کردن را دارد.

۱۰- کارفرمای خوب تهدید ها را به فرصت تبدیل می کند.

 کارفرمای خوب

«سامرست موگام» معتقد است که اگر کسی در قله ی یک کوه به تنهایی زندگی کند، آسان است که به آدم مقدسی تبدیل شود. یک انسان واقعی باید در شرایط سخت خود را محک بزند.

یک مدیر خوب نیز نباید بر این باور باشد که اگر در مشکلات قرار نمی گیرد و همیشه همه چیز بر وفق مراد او و سازمانش می گذرد، پس یک سازمان موفق دارد. او باید بداند که اگر بتواند مشکلات را حل کرده و از بحران ها به خوبی عبور کند، می تواند به سازمان خود لقب «سازمان موفق» را بدهد. او باید بتواند همه ی مشکلات و تهدید ها را مدیریت کرده و از آن ها به عنوان سکویی برای پرتاب و رسیدن به موفقیت استفاده کند.

 ۱۱- کارفرمای خوب برای موفقیت سازمانش هر گونه تلاش مثبتی را انجام می دهد.

بسیاری از کارفرمایان حتی وقتی در سازمان دچار مشکلی می شوند، حاضر نیستند تا از جایگاه مدیریتی خود کوتاه آمده و به سازمان در سایر قسمت ها کمک کنند. ولی یک کارفرمای واقعاً خوب، می داند که در حال حاضر سازمان دچار بحران شده است، پس برای او فقط موفقیت سازمان از راه صحیح مهم می باشد. در نتیجه او حاضر است از ژست مدیریتی خود کوتاه آمده و حتی مشاغل خسته کننده را هم انجام دهد. این شیوه به کارکنان به صورت عملی آموزش می دهد که تلاش برای موفقیت سازمان چه قدر مهم است و مدیر می تواند با کارکنان پیوند و ارتباط خوبی برقرار کند.

۱۲- کارفرمای خوب باید در مواقع لزوم دست به کار شود.

بعضی کارفرمایان برای آموزش دقیق به کارمندان، گاهی خود دست به کار می شوند و در کنار کارکنانشان به انجام کارها می پردازند. اگر چه گاهی کارمندان نیاز دارند که خودشان یاد بگیرند. با این وجود راز مدیریت عاقلانه این است که کارفرمای خوب بداند چه زمانی تنها به کارمندان آموزش بدهد و چه زمانی خود دست به کار شود.

 ۱۳- کارفرمای خوب بدون اتلاف وقت از کارکنانش تقدیر می کند.

کارکنان می خواهند بازتاب فعالیت خود را در کوتاه مدت ببینند. به عبارت دیگر، آن ها بازخورد کارشان را می خواهند، خواه پیچی را سفت کرده باشند یا موفق شده باشند یک خط تولید بزرگ را راه اندازی کنند. برای امیدوار کردن کارکنان به کار شما می بایست نتیجه ی کار آن ها را در کوتاه مدت به آن ها منتقل کنید.

 ۱۴- کارفرمای خوب فضایی سازنده ایجاد می کند.

اگر شما واقعاً احساس می کنید بخشی از یک تیم هستید، به قوانین کاریتان احترام می گذارید و درستی و صداقت بین همکارانتان به اجرا گذاشته می شود، در این شرایط شما یک کارفرمای خوب دارید. بدون شک کارفرما برای ایجاد این جو، نیروی محرکه ای است که منجر به دلگرمی و انگیزه ی بالاتر می شود (driving force in creating this atmosphere).

 ۱۵- کارفرمای خوب انعطاف پذیر است.

کارفرمای خوب انعطاف پذیر

وقتی کارفرمایی نسبت به زندگی خصوصی کارکنانش مشتاق و علاقمند است، بدون شک درک خوبی هم از مشکلات کارکنانش دارد و در مواقع ضروری از انعطاف خوبی برخوردار خواهد بود. در چنین شرایطی شما به عنوان یک کارمند از احساس بهتری برخوردار خواهید بود.

 ۱۶- کارفرمای خوب از تفویض اختیار نمی ترسد.

بعضی از کارفرمایان اختیار همه ی امور را به عهده داشته و از واگذاری اختیارات به کارکنانشان واهمه دارند. در صورتی که در بسیاری از موارد کارمندان قادرند مسئولیت های مهمی را به عهده بگیرند. این نوع کارفرمایان معمولاً نسبت به توانایی دیگران نامطمئن و مردد هستند. ولی یک کارفرمای خوب می داند که تشویق و دادن اختیار به کارکنان موجب ایجاد تغییر در بهبود خدمات، تولید و امور مالی می شود. این نگرش، حالتی برد ـ برد برای کارفرما و کارمند ایجاد خواهد کرد.

 ۱۷- کارفرمای خوب معتقد به تبادل افکار است.

تبادل افکار یک ویژگی خوب انسانی است و در بهره وری یک مجموعه نقش بسزایی دارد. یک کارفرمای خوب و حرفه ای هرگز نظر کارکنانش را دست کم نمی گیرد و خوب می داند که مشورت باعث ایجاد علاقه و تقویت حس مسؤولیت در میان کارکنان می شود. به این ترتیب یک تیم بزرگ مدام به تبادل افکار نیاز دارد.

 ۱۸- کارفرمای خوب منصف است.

یک کارفرمای خوب، رفتاری عادلانه و منصفانه دارد. گاهی افرادی چاپلوس و خود شیرین برای کسب منابع مالی بیشتر یا ارتقای جایگاه خود، کارفرما را احاطه کرده و مدام در پی کسب امتیازات بیشترند. هرگز از یاد نبرید که رفتار عادلانه و مساوی با همه، نشان بارز یک کارفرمای خوب است. در این شرایط است که کارکنان احساس بهتری نسبت به کار خواهند داشت و مطمئن هستند که با آن ها منصفانه رفتار خواهد شد.

۱۹- یک کارفرمای خوب به شایعات بی اساس در محیط کار توجه نمی کند.

برخی از شایعات کاری بسیار مضر و مخرب هستند. شایعه سازی، ابزاری قوی برای ایجاد جو منفی و ضرر رساندن به شهرت افراد است و موجب ترس و حسادت می شود (misused to damage people’s reputation). یک کارفرمای خوب نسبت به شایعات بی توجه است و با درایت این گونه موارد را مدیریت می کند. این رفتار مدبرانه باعث می گردد تا کارفرما به یک الگوی خوب برای کارکنانش تبدیل شود.

۲۰- کارفرمای موفق در هنگام بروز بحران خونسرد است.

 کارفرمای خوب خونسرد

بحران در بسیاری از موارد اتفاق می افتد (Crises happen). ممکن است این بحران یک وضعیت اورژانسی در کار باشد و یا یک افت و کاهش در سفارش مشتریان. همچنین می تواند یک تهدید بزرگ از سوی رقیبان باشد. در این شرایط یک کارفرمای کم تجربه ممکن است با محدود کردن فعالیت کارکنان و یا اقدامات ناپخته، موجب وخیم تر شدن اوضاع شود. اما یک کارفرمای باتجربه و دنیا دیده، با اعتماد به تیم فعال و باهوش خود هر گونه بحرانی را مدیریت می کند. بدون شک اعتماد به توانایی کارکنان می تواند ابعاد و تبعات یک بحران را کاهش بدهد.

یک کارفرمای خوب باید از کارکنانش بخواهد تا پیشنهاد ها و ایده های خود را برای بهبود شرایط ارائه دهند. این کار گامی موثر و رو به جلو برای موفقیت یک مجموعه خواهد بود.

بنابراین اگر کارفرمای شما تمام این معیارها را در کار لحاظ می کند، شما باید نسبت به کار خود بسیار خوش بین و مشتاق باشید. همچنین اگر شما یک کارفرما هستید و احیاناً نمی توانید مواردی که ذکر شد را در کارتان پیاده سازی و اجرا کنید، شاید وقتش رسیده که در کارتان یک بازنگری جدی بکنید و تصمیمات جدیدی بگیرید. هیچ وقت برای تغییر دیر نیست.

 

خوشحال می شویم که تجربیات شما را از سازمان، کارمندان و یا مدیران، پایین این برگه برای ما بنویسید.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.