فکر موفق داشتن، کلید رسیدن به اهداف بزرگ

loading...

اکثر افراد با دیدن اشخاص موفق و مشهور این ذهنیت را دارند که، این‌ها افراد خاصی هستند و همه کس نمی‌تواند به جایگاه و موقعیت شان دست پیدا کند. این ذهنیت و طرز فکر در اغلب مردم وجود دارد که افراد مهم و موفق واقعا خاص هستند و از استعدادهایی فرای دیگر انسانها برخوردارند و تنها به همین دلیل است که توانسته اند موفق شوند.

بله، این افراد یک تفاوت فاحش با دیگر انسان‌ها دارند ولی تفاوت آن‌ها در استعدادشان نیست، بلکه در طرز فکر آن‌هاست. شاید شنیدن این سخن در ابتدا خنده دار به نظر برسد ولی واقعیت اینجاست که طرز فکر موفق سبب سرچشمه و منشا همه ی آن چیزهایی است که برای رسیدن به موفقیت نیازمندشان هستید. ذهنیت موفق شما سبب پیدایش موفقیت‌های چشم گیر شماست.

درواقع تما‌‌می‌ افراد مشهور و موفق، قبل از هرچیز، از داشتن یک فکر موفق بهره مند بوده اند.

در ادامه این نوشته، پنج مورد بیان ‌‌می‌شود که کمک شایانی به داشتن فکر موفق ‌‌می‌کند. با پرورش این موارد در خود، راه را برای موفقیت‌های آتی خودتان هموار کنید.

۱. صحبت کردن با خودتان

فکر موفقیت آمیز

بیشتر افراد فکر می‌کنند که مکالمات و صحبت‌های آن‌ها با سایرین است که بسیار اهمیت دارد. ولی در اصل صحبت کردن با خود از اهمیت بیشتری برخوردار است.

در واقع تما‌‌می ‌انسان‌ها در طول روز دائما با خود صحبت ‌‌می‌کنند. این صحبت کردن کاملا ناخودآگاه و بی اراده انجام ‌‌می‌پذیرد. در این صحبت کردن با خود، شناخت از خویشتن حاصل ‌‌می‌شود. نتیجه و ماه عسل این صحبت‌ها منجر ‌‌می‌شود که شما به برداشتی از خود برسید و آن را قبول کرده و به آن اعتقاد پیدا کنید.

فلذا از کلمات و جملات مثبت استفاده کرده و متناوبا به خود انرژی مثبت دهید و اعتماد به نفستان را تقویت کنید. کلمات و جملاتی با بارمنفی به طور ناخودآگاه توانایی شما را کاهش داده و سبب تضعیف ایمان شما نسبت به خود و توانایی‌هایتان ‌‌می‌شود. سعی کنید حتی انتقادهای وارده به خودتان را هم مدیریت کرده و سمت و سویی مثبت به  آن‌ها بدهید تا همزمان با تلاش برای رفع ایرادات خود، در مسیر موفقیت گام بردارید.

۲. مشخص نمودن اهداف

فکر موفقیت آمیز

مشخص کردن هدف‌ها بسیار مهم هستند. شما باید از اهدافتان، آگاهی کامل داشته باشید و بدانید برای رسیدن به آن‌ها چه میزان مهارت نیاز دارید. وقتی اهدافتان را کاملا مشخص و روشن کردید زمان آن ‌‌می‌رسد تا ببینید آیا آن قدر قوی هستید تا وضعیت موجود را به چالش کشیده و برای رسیدن به این موفقیت شخصی و یا حرفه ای بجنگید؟

جوابی که صادقانه به خود ‌‌می‌دهید بسیار مهم است. جواب منفی یعنی اینکه باید بزرگتر و وسیع تر فکر کنید. درواقع راه رسیدن به موفقیت، با گذر از ناملایمات و پستی بلندی‌های بسیار است. باید به این باور برسید که شما توانایی گذر از هرگونه سختی را داشته و با استفاده از قدرت ” بزرگ فکر کردن” ‌‌می‌توانید به هرآنچه که ‌‌می‌خواهید، دست یابید.

۳. ثبات و پشتکار داشتن

فکر موفقیت آمیز

این جمله از داوکورت را همواره به خاطر داشته باشید. این روانشناس مشهور درباره موفقیت ‌‌می‌گوید: ” اگر اهمیت استعداد یک مرتبه باشد، اهمیت تلاش دو برابر آن است.” با درک کردن این جمله ‌‌می‌توانید به اهمیت تلاش و پشتکار پی ببرید. درواقع این ثبات و خستگی ناپذیر بودن شماست که اهمیت داشته و شما را به موفقیت رهنمون ‌‌می‌سازد نه استعدادهای ذاتی تان!!

دو عنصر اشتیاق و ثبات دراز مدت، همانند دو بال پرواز هستند که بدون هرکدام از آن‌ها، پرواز به سوی موفقیت غیرممکن است. توجه داشته باشید که اهمیت داشتن هردوی این عناصر، در دراز مدت است. داشتن شور و اشتیاق کوتاه مدت ، و یا پشتکار بدون پایداری و ثبات، راهگشا نیست و نمی‌توان به آن‌ها تکیه کرد.

این طبیعی است که هرکس در شروع هرکار و تصمیم بزرگی این دو بال را داراست، اما گذر زمان این دو را کمرنگ ‌‌می‌کند، مخصوصا اگر راه با سختی‌ها و دشواری‌هایی نیز همراه باشد. لذا دوام این دو عنصر بسیار مهم است.پشتکار و ثبات داشتن، امری اکتسابی و قابل یادگیری است که ‌‌می‌توان در طول زمان بارها بارها آن را آموخت و تجربه کرد. ثبات و پایداری به شما کمک ‌‌می‌کند که در طول زمان و مخصوصا در شرایط سخت و دشوار، ناامید نشده و شور و اشتیاقی لازم و کافی برای ادامه مسیر داشته باشید.

۴. استراتژی فکر موفق

فکر موفقیت آمیز

همان طور که گفته شد دومین گام در داشتن یک طرز فکر موفق ، تعیین هدف و مشخص نمودن آن است. درواقع تعیین هدف، کمترین و ساده ترین کار است. در ادامه تعیین استراتژی و دوام در انجام دادن است که شما را به سوی موفقیت سوق داده و رهنمون ‌‌می‌کند.

یکی از استراتژی‌های رایج، خرد کردن تصمیمات و اهداف بزرگ به قسمت‌های کوچک تر است. درواقع شما ‌‌می‌توانید اهداف بزرگ خود را به اهداف کوچکتری تقسیم کنید تا آن‌ها را ملموس تر و قابل کنترل تر کرده و به راحتی سازماندهی کنید. بعد از این کار باید برای رسیدن به هرکدام از این اهداف کوچک، برنامه ای استراتژیک تهیه کرده و در آن تما‌‌می‌ فعالیت‌ها را ذکر کنید. سپس برای انجام هرکدامشان، برنامه ریزی کنید و تا حصول نتیجه به آن عمل نمایید.

در این برنامه استراتژیک بسیار مهم است که به کاری که ‌‌می‌کنید آگاهی داشته و آن را با فکری باز انجام دهید. تنها در این حالت است که در حین انجام برنامه، ‌‌می‌توانید به راحتی نیازها را پیدا کرده و متناسب با این نیازها، راه حل‌ها و عناصر جدید را وارد برنامه کنید. همچنین در طول مسیر، انعطاف پذیری و نوآوری را فراموش نکنید.

انعطاف پذیری سبب ‌‌می‌شود که اگر بر حسب شرایط نیاز به حذف یا اضافه شدن عناصر و فاکتورهایی شد، به راحتی آن‌ها را لحاظ کرده و خود را با شرایط جدید تطبیق دهید، بدون آن که در برنامه و هدف کلی تغییر یا خللی وارد شود. نوآوری هم که لازمه اساسی در طی مسیر تا رسیدن به هدف است. نوآوری و خلاقیت سبب  بهبود نتیجه حاصله و تسریع وقت ‌‌می‌شود.

۵. اجرا کردن و عمل نمودن

فکر موفقیت آمیز

و آخرین مرحله، داشتن یک اجرای موفق و کامل است. ممکن است بگویید این مرحله، همان مرحله قبلی است. ولی به یاد داشته باشید ایجاد و ساخت استراتژیک یک مرحله جداگانه است و اجرایی کردن آن مرحله ی دیگری است. درواقع یک برنامه و هدف گذاری خوب و کامل، بدون اجرایی شدن، بی نتیجه است.

در انتها به یاد داشته باشید که در طول مسیر ممکن است زمان‌هایی باشد که بی حوصله باشید و یا اینکه دلسرد شده و تمایل چندانی برای ادامه راه نداشته باشید. نگران نباشید، این دلسردی‌ها و بی حوصلگی‌های گاه به گاه، طبیعی هستند و نباید اجازه بدهید شما را سرد کرده و یا باعث نگرانیتان شوند و مانع شما برای طی کردن ادامه راه باشند.

درواقع انجام کارها در راستای هدف گذاری‌ها، به شما اعتماد به نفس ‌‌می‌دهد. با هرگام که بر‌‌می‌دارید به هدف نزدیک تر ‌‌می‌شوید و برداشتن هرگام یعنی حصول نتیجه موفقیت آمیز در مرحله قبلی.

درپایان این نوشته و آشنا شدن با توانایی‌های خود و راه روش داشتن طرز فکر موفق ، آیا حاضرید با انجام دادن این مراحل، به هرآنچه که ‌‌می‌خواهید و در ذهن دارید برسید؟ پس شروع کنید.

(( شما ‌‌می‌توانید ))

 

 

۰
loading...
ممکن است شما دوست داشته باشید