عکس نوشته محرم ۹۷ | متنهای سوزناک | امام حسین (ع) | حضرت ابوالفضل

با فرا رسیدن ماه محرم شیعیان دنیا جامع سیاه بر تن می‌کنن و با عزاداری ارادت خودشونو به ارباب حسین (ع) نشون میدان. در ادامه تعدادی عکس نوشته محرم مخصوص این ماه عزیز براتون گرد آوری کردیم که میتونید در پروفایل خودتون استفاده کنید و همچنین جملات سوزناک و غمگین مخصوص این ماه نیز در لا به لای عکس‌ها براتون گذاشتیم تا استفاده کنید با ما همراه باشید.

 عکس نوشته محرم :

عکس نوشته محرم

امان از کوفه

آهنگران کوفــــــــــــــــــه عجب در تلاطمند!!!!!
.
خرمـــــــــــــــــــــا فروش یک شبه خنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــر فروش شد…..
.
کم کم صدای قافله ای به گوش می رسد،اما عجب از قافله و امان از سارباااااان

قافله سالار داره میاد خدا کنه برگرده
میگن علمدار داره میاد خدا کنه برگرده
عمه سادات داره میاد خدا کنه برگرده
قبله حاجات داره میاد خدا کنه برگرده خدا کنه

عکس نوشته محرم

آقای من،شما که مسیح عشیره ای
در کوفه متهم به گناهی کبیره ای
اینجا بمان که حرمت کعبه تویی حسین
آقا مرو، که عزت کعبه تویی حسین
دیدم که حاجیان منا لنگ می زدند
شیطان پرست ها به خدا سنگ می زدند
حالا که می روی سفری پرخطر حسین
پس لااقل سه ساله ی خود را مبر حسین
پاشیدم آب پشت سر محمل رباب
با ظرف اشک دیده ی خونین جگر حسین
فکری به حالِ روز مبادای ایل کن
چندین قواره چادر دیگر بخر حسین
این ساربان به درد مسیرت نمی خورد
یک ساربان اهل نظر را ببر حسین
او نقشه ها کشیده که دور وبر شماست
چشمش مدام خیره به انگشتر شماست
با بردنش نمک به جگر می خورد حسین
شش ماهه ی تو زود نظر می خورد حسین
با اینکه مست ذکر خوش یارب توأم
اما هنوز مضطرب زینب توأم
یعقوب چشم آینه ها پیر می شود
این شهر بی حضور تو دلگیر می شود
دارد ز دیده قافله ات دور می شود
کم کم بساط روضه ی ما جور می شود

عکس نوشته محرم

با من بیا به خیمه نیازی به آب نیست

این مشک را بگیر و ببر خیمه و بگو
یک قطره هم نبود وَ دیگر رباب نیست

وقت غروب، بعد تو و قاسم و علی
دیگر برای ناقه ی زینب رکاب نیست

آن لحظه لااقل تو ز جا خیز و خود بگو
بی رحم! جانشین النگو، طناب نیست

حرفی بزن عزیز دلم، دق نده مرا
این مشک پاره پاره برایم جواب نیست

عکس نوشته محرم

تشنگى آتشم زده اما
جرعه اى آب هم نمى نوشم
لبِ تشنه حسین من رفته
مانده آهش هنوز در گوشم

وقت رفتن رسیده خوشحالم
زنده ماندن شده پریشانیم
داغ گودال بر دلم مانده
خون گودال روى پیشانیم

عکس نوشته محرم

من از کودکی عاشقت بوده ام
قبولم نما گرچه آلوده ام
مبادا برانی مرا از درت
به بازوی بشکسته مادرت
به عشق تو هرکس که منسوب شد
اگر بد بود عاقبت خوب شد
غمت حاصل زندگانی من
به راه تو طی شد جوانی من
من از ریزه خواران خوان تو ام
اگر چه بدم میهمان توام
به عشقت از آن دم که خو دادی ام
به چشم همه آبرو دادی ام
ز در راندگانت حسابم مکن
گدایم، کرم کن – جوابم مکن
ازین رو سپیدم بر داورم
که من هم سیاهی این لشگرم

عکس نوشته محرم
زینب همان کسی است که در راه عفتش
عباس می‌دهد، نخ معجر نمی‌دهد

عکس نوشته محرمخاکم که زیر پای تو احساس میشوم
سنگم که با نگاه تو الماس میشوم

خارم که با شمیم شما یاس میشوم
وقتی که ذوب مرقد عباس میشوم

عکس نوشته محرمعاشقت دور از حرم احساس غربت می کند
باز با عکس حرم یک گوشه خلوت می کند

عکس نوشته محرم
خوب است روضه٬روضه یارباب بهتر است
از این جهت که ، گریه کُنِ روضه مادر است
*
باید که طفل اشک بیاید به گونه ام
وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است
*
سر روی شانه چونکه به ذکرت بلند شد
سر نیست، واعظی ست که بر روی منبر است
*
ای سر بریده بعد تو سر در مرام ما
از نوکران خاصِّ درگاه حیدر است
*
حق می دهم اگر ببرد#ارث از#پدر
گریه کن حسین برایم برادر است
*
بالا ترین سِمَتِ درِ این خانهنوکری ست
این اعتبار حسرت سلمان وقنبر است
*
نوکر بهشت هم برود نه بدون شک
نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرمسر ِ تورا به رویِ نیزه آشیان دادند
مرا به مجلس نامحرمان مکان دادند
جماعتی که نمک خورده یِ علی بودند
به خواهرت سر ِ بازار ِ کوفه نان دادند
مصیبت های کوفه .
..

چه ها که با دل زینب (س) نکرده این کوفه؟
تو نی سوار و منم کوچه گرد این کوفه
چه سنگها که نشد پرت سوی محمل من
به دستهای زن و طفل و مرد این کوفه
من از فراق نگارم عزا گرفته امُ اما
گرفته جشن ظفر فرد فردِ این کوفه
ادامه دار شده خاطرات کرب و بلا
چه آتشی ست به پا در نبرد این کوفه
به جای نان و رطبهای هر شب بابا
چه لقمه ها که نصیبم نکرده این کوفه
به خاندان رسول خدا کنایه زدند
چه داغ کرده دلم، قلب سرد این کوفه
نخوان دگر سرنیزه برایشان قرآن
که سکه می خورد آقا به درد این کوفه
بخوان دعای فرج تا بیاید آن مردی
که پاسخی ست خدایی، به عهد این کوفه .

عکس نوشته محرمشت دروازه دل عمه به شور آمده بود
چقدر دور حرم بَرده فروش آمده بود
.
.
.
الشام الشام الشام
.
.
.
عمه جانم زینب سپر بلای همه اهل حرم می شد

عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرمعکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرمنوکری هستم زیر سایه سلطان
خواسته‌ای داشتم به اذن مادر سادات و یاری اباعبدالله خواسته‌ی “ارباب یه کربلا میخوام” اجابت شده….
دل و احساسم که گنگ است
باور ندارم که اینبار مسافر منم….
زبانم قاصر از هرگونه حلالیت طلبی ست….
اما حلال کنید…
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرمعکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم
عکس نوشته محرم

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.